صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 44
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
نيمهء دوم اين فصل را ملّا صدرا به تأكيد بر نكتهاى اختصاص داده است كه از آن بعنوان پيشفرض وى در استدلال بالا ياد كرديم ؛ ودر مواضع مختلف ، بمناسبت از آن سخن به ميان مىآورد . به عقيدهء صدرا ، بين خداوند وعالم أجسام يا مخلوقات كه همگى در حركت جوهري هستند - ومطلق زمان نيز برآمده از اين حركت جوهري است - هيچ واسطه وفاصلهاى نيست ؛ وآنچه در زبانهاى گوناگون - فلسفي ، كلامي ، عرفانى وديني - به نامهاى « عقول » ، « صفات » ، « علم تفصيلي » ، « ملائكهء عقلي » ، « امر أعلى » ، « روح أعظم » ، « عالم ملكوت » و « . . . » خوانده مىشود ، حقيقت وواقعيّتى جداى از ذات حقّ اوّل ندارند ، وأساسا مخلوق نيستند . « 1 » در پايان ، صدر المتألّهين تلاش مىكند فرق بين عالم امر وعالم خلق را در نسبتشان با خداوند ، واينكه امر أو قديم وخلق أو حادث است ، با بيانى تمثيلى روشن سازد : نسبت عالم امر به أو همچون نسبت پرتو است به پرتوافشان ، ونسبت عالم خلق به أو بسان نسبت نگاشتن است به نگارنده . فصل دهم در اين فصل ، نتيجة وحاصل مطالب فصلهاى پيشين خلاصه وبازگو شده است . ملّا صدرا با تأكيد هميشگى بر اصالت وجود ، گويى ما را به اين نكته توجّه مىدهد كه در قضيّهء « عالم حادث است » ، موضوع قضيّه « وجود عالم » است نه « ماهيّت عالم » « 2 » ؛ وچون
--> ( 1 ) رك : همين رساله ، ص 111 - 112 : « وقد ثبت فقر الهويّات الوجوديّة إلى بارئها من حيث ذاتها ؛ . . . » . در واقع - همانطور كه قبلا نيز يادآور شديم ( ص سى وسه ، پ 1 ) - ملّا صدرا آنها را أصولا جزو عالم نمىشمارد . بنابراين بايد گفت بكار بردن تعبير « عالم » در مورد آنها - مانند تعبير « عالم امر » يا « عالم ملكوت » ، كه خود وى در اينجا بكار مىبرد - از روى مسامحه است . ( 2 ) تفاوت اصلى نظريّهء ملّا صدرا با نظريّهء مشهور فلاسفه از همين جا روشن مىشود : وى بجاى آنكه - به محمول قضيّه دست ببرد ومعناى حدوث را از حدوث زماني به حدوث ذاتي تغيير دهد ، توجّه خود را به موضوع قضيّه جلب مىكند وبه اين نكته تفطّن مىيابد كه آنچه حقيقتا موضوع وصف حدوث قرار مىگيرد ، وجود گذرا وناآرام تك تك اشخاص عالم در هر لحظه است .